باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

روزای گرم زمستون

به لطف خدا و دعای دوستان بلاخره ما هم برف دیدیم اونم چه برفی از صبح ریز ریز بارید تا بلاخره غروب رو زمین نشست ما هم درنگ رو جایز ندونستیم سریع شال و کلاه کردیم رفتیم برف بازی باران با کیفی از تجهیزات ادم برفی سازی ( هویج و دکمه و ....) مصمم و آماده برای زدن گوله برفی به پدر آدم برفی اول بدون شرح صبح فردای بارش برف و آدم برفی از نمای دور از اونجایی که برف تا عصر خیلی کم شده بود و یه کاری تو تفت داشتیم ادامه برف بازی در تفت انجام شد دخترم آدم برفی درست کردن به کمک بیل اینم آدم برفی سوم جناب ادم برفی دوم بخاطر قیافه کج و کوله شون قابل رونمایی نیستن ...
18 دی 1392

روزهای طلایی با شما

این روزها برای هر کاری دعا میکنی مثلا بهت میگم باران واسه مامان دوستم که تو بیمارستانه دعا کن سریع دستتو جلوی دهنت میگیری و مدل خودت آروم که قابله شنیدنه میگی خدایا دعا کن مادر دوست مامانی حالش زودتر خوب بشه و من کیف میکنم از این دل پاک و این دعاهای پاکت که همیشه برای من مستجاب شده و اصراری ندارم که به خدا نگی دعا کن بزار تصورت از خدا همینطور پاک و بی غل و غش باشه و اکثر اوقات وقتی پیشم هستی و مثلا میشنوم دعا میکنی که من قبول کنم یه خوراکی رو بخوری و یا کارتون ببینی رضایت میدم البته تا جایی که امکانش باشه . دیشب تو ماشین وقتی تشنه ات شد زیر لب دعا کردی که تو کیفم آب معدنی باشه و بعدش که دیدی هست دوباره زیر لب از خدا تشکر کردی...
3 دی 1392

هندونه ی شب یلدای ما

این شب یلدا هم در جمع 4 نفرمون گذشت خوشحالم با تمام گرفتاری که داشتم تونستم غذایی که تازه یاد گرفتم رو برای اولین بار براتون درست کنم و خدارو شکر همتون دوست داشتین و خوشحالم که تونستم برات یه لباس ساده بدوزم بعنوان لباس شب یلدا که شما هم خیلی دوستش داشتی گرچه نشد اونطوری که میخواستم درش بیارم چون وقت کافی نداشتم و اصلا خیاطی بلد نیستم و خوشحالم که شب یلدا رو دوست داری و دو ساله که میز رو شما برامون میچینی خیلی خوابت میومد و خیلی عجله داشتی به قول خودت زودتر شب یلدا بشه پی نوشت :  دوربین تنظیمش بهم خورده بود تمام عکسا تار شده این یکی هم همینطور تازه سانسوری هم هست ولی کاچی به از هیچی پی نوشت : وقتی&nb...
1 دی 1392
1